با ما همراه باشید

مصاحبه و مقالات

محکوم کردن حماس به معنای محکوم کردن حق فلسطینیان برای مقاومت در برابر ظلم است

فعال مدنی در گفتگو با مسلم پرس :  محکوم کردن جنبش مقاومت فلسطین حماس به خاطر حملات ۷ اکتبر به معنای محکوم کردن حق مردم مظلوم فلسطین برای مقاومت است.

فیل ویلایتو، سردبیر ویرجینیا دیفندر، در مصاحبه‌ای با مسلم پرس  استدلال کرد که مردمی که مورد ظلم و ستم قرار گرفته‌اند، حق دارند در برابر ظلم و ستم مقاومت کنند.

او گفت: «اینکه آنها چگونه این کار را انجام می‌دهند، تصمیم خودشان است. ما ممکن است با روش‌های آنها موافق یا مخالف باشیم، اما شکی نیست که آنها حق مقاومت دارند.»

او همچنین گفت اسرائیل آشکارا مسئولیت نسل‌کشی علیه مردم نوار غزه را بر عهده می‌گیرد.

متن کامل مصاحبه به شرح زیر است:

شما استدلال کرده‌اید که «محکوم کردن حماس به خاطر حملات ۷ اکتبر به این معنی است که ما باید شورش‌های بردگان» و سایر شورش‌های مردم ستمدیده علیه ستمگرانشان را نیز محکوم کنیم. می‌توانید بیشتر توضیح دهید که چرا فکر می‌کنید اینطور است؟

در هر درگیری، اولین چیزی که باید پرسید این است که چه کسی ظالم و چه کسی مظلوم است؟ بدیهی است که افرادی که مورد ظلم قرار می‌گیرند حق مقاومت دارند. اینکه چگونه این کار را انجام می‌دهند، تصمیم خودشان است. ما ممکن است با روش‌های آنها موافق یا مخالف باشیم، اما شکی نیست که آنها حق مقاومت دارند. در آمریکای شمالی، این موضوع در مورد بومیانی که با مهاجران سفیدپوست می‌جنگیدند، در مورد سیاه‌پوستان برده که علیه کسانی که فرض می‌کردند صاحبان آنها هستند شورش می‌کردند، صادق بود و امروز در مورد مردم فلسطین که علیه دولت اسرائیل شورش می‌کنند، صادق است. در هر یک از این موارد، ممکن است از روش‌هایی استفاده شود که ما از آنها حمایت نمی‌کنیم، اما محکوم کردن خود مقاومت به معنای محکوم کردن حق مظلومان برای مقاومت است، که ما هرگز این کار را نخواهیم کرد.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، هشدار داده است که اگر اسرائیل در جنگ فعلی خود با حماس که با داعش نیز مقایسه شده است، شکست بخورد، ایالات متحده و اروپا هدف حملات تروریستی قرار خواهند گرفت. پاسخ شما به این سوال چیست؟ آیا فکر می‌کنید این اظهارات به عنوان چیزی که «هسبارا» نامیده می‌شود، محسوب می‌شود؟

پیش از محاصره فعلی غزه توسط اسرائیل، اداره تحقیقات فدرال ایالات متحده (FBI) حماس را تهدیدی برای مردم این کشور نمی‌دانست. این ارزیابی اکنون تغییر کرده است. قتل عام فوق‌العاده وحشیانه‌ای که توسط ارتش اسرائیل علیه مردم عمدتاً بی‌دفاع نوار غزه انجام می‌شود، جنایتی است که توسط دولت ایالات متحده تأمین مالی و از نظر سیاسی توجیه می‌شود. و ناگزیر منجر به افزایش شدید نفرت و خصومت، توسط مردم در سراسر جهان، علیه یهودیان و آمریکایی‌ها شده است. یورش مداوم، هر دو گروه را در معرض خطر قرار داده است و هر چه قتل عام بیشتر ادامه یابد، نفرت بیشتر خواهد شد، که نتیجه انزجار جهان از نسل‌کشی‌ای است که اکنون علیه مردم فلسطین انجام می‌شود.

برداشت من از کلمه عبری «هسبارا» این است که به معنای تلاشی برای توضیح و توجیه چیزی است، چه آن چیز توضیح داده شده قابل توجیه باشد و چه نباشد. در ایالات متحده، ما به این کار «چرخش» یا «پروپاگاندا» می‌گوییم. بر اساس سابقه خود دولت اسرائیل، باور کردن هر چیزی که می‌گوید غیرممکن است، مطمئناً نه در مورد ظلمی که به فلسطینیان می‌کند. من این را به زبان‌شناسان واگذار می‌کنم که تصمیم بگیرند آیا این «هسبارا» محسوب می‌شود یا خیر.

اسرائیل بزرگترین دریافت کننده کمک‌های خارجی آمریکا است. همچنین، از زمان آغاز جنگ رژیم تل آویو علیه غزه، آمریکا ناوهای هواپیمابر خود را برای حمایت از اسرائیل به دریای مدیترانه اعزام کرده است. آمریکا تا چه حد مسئول قتل عام غزه است؟

دولت آمریکا اکنون سالانه ۳.۸ میلیارد دلار به اسرائیل می‌فرستد و اسرائیل را به بزرگترین دریافت‌کننده «کمک» خارجی ایالات متحده تبدیل می‌کند. اکنون رئیس جمهور بایدن و اکثریت کنگره می‌خواهند میلیاردها دلار دیگر برای حمایت از اسرائیل در تجاوز فعلی‌اش علیه مردم فلسطین ارسال کنند. بدون این حمایت مادی، همراه با پوشش دیپلماتیکی که ایالات متحده در سازمان ملل و سایر نهادهای بین‌المللی فراهم می‌کند، اسرائیل قادر به انجام این نسل‌کشی نخواهد بود. برخی معتقدند که یهودیان دولت ایالات متحده را کنترل می‌کنند و به همین دلیل است که ایالات متحده از اسرائیل حمایت می‌کند. من معتقدم که این یک سوء تعبیر اساسی از واقعیت سیاسی است. ایالات متحده از اسرائیل حمایت می‌کند زیرا اسرائیل تنها متحد قابل اعتماد آن در خاورمیانه است که بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان را در اختیار دارد و هر کسی که این منابع را کنترل کند، جهان را کنترل می‌کند. اسرائیل در واقع یک پایگاه نظامی ایالات متحده است که آماده است هر زمان که واشنگتن لازم بداند از منافع ایالات متحده محافظت کند. محاصره فعلی غزه از نظر بیگانه کردن بسیاری از مردم جهان، مشکلات واقعی را برای ایالات متحده ایجاد می‌کند، اما تا زمانی که اسرائیل یک دولت وابسته نظامی مفید باشد، اسرائیل را رها نخواهد کرد.

از آغاز جنگ، رهبران ارشد اسرائیل آشکارا از پاکسازی قومی فلسطینیان حمایت کرده‌اند. این اظهارات را چگونه باید تفسیر کرد؟

در ۹ اکتبر، یوآو گالانت، وزیر دفاع اسرائیل، اظهار داشت: «ما با حیوانات انسان‌نما می‌جنگیم و بر این اساس عمل می‌کنیم.» در حالی که او به طور خاص به جنگجویان حماس اشاره می‌کرد، در ادامه گفت: «ما غزه را کاملاً محاصره می‌کنیم. برق، غذا، آب و سوخت وجود نخواهد داشت. همه چیز بسته خواهد شد.» این یک سیاست نسل‌کشی است.

در یک کنفرانس مطبوعاتی در ۱۳ اکتبر، اسحاق هرتزوگ، رئیس جمهور اسرائیل، با اشاره به حمله ۷ اکتبر حماس گفت: «تمام ملت مسئول این حمله هستند.»

نتانیاهو در یک سخنرانی تلویزیونی در تاریخ 30 اکتبر، حمله اسرائیل به غزه را «ماموریت مقدس» خواند و از یک دشمن افسانه‌ای که بنی‌اسرائیل باستان، ظاهراً به دستور الهی، او را قتل عام کردند، نام برد. این دستور در کتاب مقدس (اول سموئیل 15:3) آمده است: «اکنون بروید و عمالیق را شکست دهید و هر آنچه دارند را کاملاً نابود کنید و بر آنها رحم نکنید؛ بلکه زن و مرد، نوزاد و شیرخوار، گاو و گوسفند، شتر و الاغ را بکشید.» بسیاری از مردم اشاره نتانیاهو به عمالیق را به عنوان فراخوانی برای نسل‌کشی علیه مردم غزه تفسیر کرده‌اند.

این اظهارات چقدر نیاز به تفسیر دارد؟ این رهبران خواستار مجازات دسته جمعی علیه کل یک ملت هستند. و آنها این مجازات دسته جمعی را اجرا کرده‌اند که منجر به مرگ بیش از ۱۱۰۰۰ مرد، زن، کودک و نوزاد تا ۱۷ نوامبر شده است. تمام غزه هدف آنهاست. این بدان معناست که دولت اسرائیل آشکارا مسئولیت نسل کشی، یک جنایت جنگی عظیم که هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد، را بر عهده می‌گیرد.

اکنون همه مردم با یک چالش اخلاقی اساسی روبرو هستند: با تمام وجود خود با این قتل عام مداوم مردم فلسطین مخالفت کنند و برای روزی تلاش کنند که تمام فلسطین “از رودخانه تا دریا” آزاد شود. این فراخوانی برای نسل کشی علیه قوم یهود نیست. این امیدی در برابر امید است که روزی یک فلسطین متحد وجود داشته باشد که در آن مسلمانان، یهودیان و مسیحیان – همه مردم – بتوانند در صلح، هماهنگی و برابری زندگی کنند. هر چه این نسل کشی بیشتر ادامه یابد، تحقق آن رویا دورتر خواهد شد.

https://twitter.com/PhilWilayto1

 

مصاحبه و مقالات

وحدت جهان اسلام، راهبرد مقابله با استعمار نو است/ اختلافات مذهبی نباید مانع اتحاد مسلمانان در برابر دشمن مشترک شود

صالح اسکندری، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه جهان اسلام و مسائل بین‌الملل، با تأکید بر ضرورت تقویت وحدت و انسجام میان مسلمانان، مداخله قدرت‌های خارجی و حضور نظامی آمریکا در کشورهای اسلامی را از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی همگرایی جهان اسلام دانست و گفت: وحدت اسلامی به معنای نادیده گرفتن تفاوت‌های مذهبی، فرهنگی و زبانی نیست، بلکه به معنای همگرایی ملت‌های مسلمان در برابر دشمنان مشترک و دفاع از استقلال و منافع جهان اسلام است.

مسلم پرس؛ مشروح گفتگوی خبرنگار مسلم پرس با دکتر صالح اسکندری را در ادامه می خوانید:

وحدت اسلامی در امتداد مبارزه با استعمار

سؤال: با توجه به جمعیت گسترده مسلمانان در جهان و تأکید رهبر معظم انقلاب بر وحدت و انسجام جهان اسلام، مهم‌ترین موانع تحقق این وحدت را چه می‌دانید؟

صالح اسکندری:  امت اسلامی در قرن بیستم و قرن بیست‌ویکم فراز و نشیب‌های فراوانی را در مسیر اتحاد، استقلال‌طلبی و مبارزه با استعمار پشت سر گذاشته است. به اعتقاد من، یکی از مهم‌ترین محورهای وحدت در جهان اسلام، مقابله با استعمار و مداخله قدرت‌های خارجی بوده است؛ رویکردی که هم در میان اهل سنت و هم در میان شیعیان سابقه‌ای طولانی دارد.

در دوره‌های مختلف تاریخی، جریان‌ها و جنبش‌های اسلامی با تأکید بر استقلال کشورهای مسلمان و مقابله با سلطه خارجی شکل گرفته‌اند. برای نمونه، می‌توان به شکل‌گیری جریان اخوان‌المسلمین در مصر و گسترش آن در کشورهای دیگری از جمله سوریه اشاره کرد.

با این حال، آنچه امروز ضرورت وحدت اسلامی را بیش از گذشته برجسته می‌کند، شکل‌گیری نوعی استعمار نو و افزایش مداخلات مستقیم و غیرمستقیم قدرت‌های خارجی در کشورهای اسلامی است. این شرایط نشان می‌دهد که وحدت و انسجام مسلمانان، صرفاً یک توصیه اخلاقی یا مذهبی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ استقلال، امنیت و منافع ملت‌های مسلمان به شمار می‌رود.

حضور نظامی آمریکا؛ چالشی برای استقلال کشورهای اسلامی

یکی از مهم‌ترین جلوه‌های مداخله خارجی، حضور نظامی آمریکا و متحدان آن در بخش‌هایی از جهان اسلام است. در تحولات و درگیری‌های اخیر نیز می‌توان نمونه‌هایی از همکاری برخی دولت‌های منطقه با ایالات متحده و فراهم شدن امکان استفاده از پایگاه‌های نظامی در کشورهای مسلمان را مشاهده کرد.

به اعتقاد من، مسئله اساسی این است که بخشی از ظرفیت‌های سرزمینی و نظامی کشورهای اسلامی در اختیار قدرت‌هایی قرار گرفته که سیاست‌های آنها با منافع برخی دیگر از ملت‌های مسلمان در تعارض است.

کشورهایی مانند بحرین، عربستان سعودی، قطر و اردن از جمله کشورهایی هستند که در بحث حضور نظامی آمریکا در منطقه مطرح می‌شوند. این وضعیت می‌تواند زمینه‌ساز افزایش تنش‌ها و پیچیده‌تر شدن روابط میان کشورهای اسلامی شود.

در چنین شرایطی، وحدت جهان اسلام اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا اختلافات میان کشورهای مسلمان و فراهم شدن زمینه مداخله قدرت‌های خارجی، توان جمعی جهان اسلام را تضعیف می‌کند و امکان حل‌وفصل مسائل منطقه‌ای از مسیر همکاری و تفاهم را کاهش می‌دهد.

 

ضرورت عبور از مرزبندی‌های محدود در جهان اسلام

سؤال: رهبر معظم انقلاب بارها بر وحدت امت اسلامی تأکید کرده‌اند. این رویکرد چه جایگاهی در معادلات امروز منطقه دارد؟

صالح اسکندری: یکی از نکات مهم در این زمینه، ضرورت توجه به مفهوم امت اسلامی در کنار ساختارهای سیاسی موجود است. در نگاه وحدت‌محور، مسلمانان علاوه بر تابعیت ملی و تعلق به کشورهای مختلف، از پیوندهای دینی، فرهنگی و تاریخی مشترکی برخوردارند که می‌تواند زمینه‌ساز همکاری‌های گسترده‌تر میان آنها باشد.

البته این مسئله به معنای نادیده گرفتن مرزهای جغرافیایی یا حذف هویت ملی کشورها نیست، بلکه به این معناست که ملت‌های مسلمان می‌توانند در عین حفظ هویت و استقلال خود، در موضوعات مشترک نیز همکاری کنند.

جهان اسلام برای مواجهه با چالش‌هایی همچون مداخله خارجی، بحران فلسطین و ناامنی‌های منطقه‌ای، به سازوکارهای مؤثرتر همکاری نیاز دارد. چنین همکاری‌ای باید بر پایه منافع مشترک، احترام متقابل و درک مسئولیت مشترک کشورهای اسلامی شکل بگیرد.

به باور من، تقویت این نگاه می‌تواند زمینه همگرایی بیشتر میان ملت‌های مسلمان را فراهم کند و از تبدیل اختلافات داخلی به فرصتی برای مداخله بازیگران خارجی جلوگیری کند.

 

نقش مردم در شکل‌گیری همگرایی منطقه‌ای

 

یکی از نکات قابل توجه در تحولات منطقه، نقش افکار عمومی و مردم کشورهای اسلامی در شکل‌دهی به نگرش‌های سیاسی و اجتماعی است. مردم منطقه در دهه‌های گذشته تجربه‌های متعددی از جنگ، مداخله خارجی و پیامدهای سیاست‌های قدرت‌های بزرگ داشته‌اند و این تجربه‌ها بر نگاه آنان به مسائل منطقه‌ای تأثیر گذاشته است.

در این میان، ارتباطات مردمی و پیوندهای اجتماعی میان ملت‌ها می‌تواند در شناخت تحولات و تقویت همکاری‌های منطقه‌ای مؤثر باشد. البته درباره هرگونه ادعا در خصوص انتقال اطلاعات نظامی یا همکاری سازمان‌یافته شهروندان با طرف‌های درگیر، باید شواهد مستقل و قابل اتکا وجود داشته باشد و نمی‌توان چنین ادعاهایی را بدون مستندات کافی به همه مردم یک کشور تعمیم داد.

آنچه اهمیت دارد، این است که افکار عمومی در کشورهای مسلمان می‌تواند نقشی جدی در مطالبه استقلال، مخالفت با مداخله خارجی و حمایت از آرمان‌های مشترک جهان اسلام ایفا کند.

 

وحدت شیعه و اهل سنت؛ فراتر از تفاوت‌های مذهبی

 

سؤال: وحدت اسلامی چگونه می‌تواند میان شیعیان و اهل سنت تقویت شود و چه برداشتی از اتحاد مقدس مورد تأکید رهبر معظم انقلاب باید داشت؟

صالح اسکندری: وحدت اسلامی به معنای نادیده گرفتن تفاوت‌ها در مذهب، زبان، فرهنگ و سنت‌های جوامع مسلمان نیست. جهان اسلام از تنوع گسترده‌ای برخوردار است و این تنوع، در صورت مدیریت صحیح، می‌تواند به ظرفیتی برای همکاری و هم‌افزایی تبدیل شود.

آنچه اهمیت دارد، شناسایی زمینه‌های مشترک و جلوگیری از تبدیل تفاوت‌ها به ابزار تقابل و دشمنی است. مسلمانان، اعم از شیعه و سنی، در موضوعاتی مانند دفاع از استقلال کشورهای اسلامی، حمایت از مردم فلسطین، مقابله با افراط‌گرایی و جلوگیری از مداخله قدرت‌های خارجی، زمینه‌های مشترک فراوانی دارند.

از این منظر، اتحاد مقدس را می‌توان تلاشی برای تقویت همکاری در مسائل اساسی جهان اسلام دانست؛ اتحادی که بدون تحمیل یکسانی فرهنگی یا مذهبی، بر منافع مشترک و مسئولیت جمعی مسلمانان تکیه دارد.

هر اندازه گفت‌وگو میان مذاهب اسلامی گسترش پیدا کند و زمینه‌های سوءتفاهم و اختلاف کاهش یابد، امکان بهره‌برداری بازیگران خارجی از شکاف‌های داخلی نیز کمتر خواهد شد.

 

مسئله فلسطین؛ یکی از محورهای اصلی همگرایی مسلمانان

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که می‌تواند زمینه وحدت و همگرایی جهان اسلام را تقویت کند، مسئله فلسطین است. تحولات تاریخی این سرزمین و تداوم مناقشه فلسطین و رژیم صهیونیستی، موضوعی فراتر از اختلافات مذهبی و مرزبندی‌های سیاسی است و در افکار عمومی بسیاری از کشورهای اسلامی جایگاه مهمی دارد.

به اعتقاد من، تا زمانی که مسئله فلسطین به شکلی عادلانه و پایدار حل نشود و زمینه‌های منازعه و بی‌ثباتی در منطقه باقی بماند، دستیابی به آرامش پایدار نیز با دشواری مواجه خواهد بود.

با این حال، تحقق همگرایی جهان اسلام در این زمینه نیازمند هماهنگی سیاسی، دیپلماتیک و انسانی میان کشورهای مسلمان است. حمایت از حقوق مردم فلسطین، تلاش برای توقف خشونت‌ها و پیگیری راهکارهای مؤثر برای پایان دادن به بحران، می‌تواند از محورهای مهم همکاری میان دولت‌ها و ملت‌های اسلامی باشد.

در چنین شرایطی، پرهیز از اختلافات فرسایشی و تمرکز بر اهداف مشترک، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.

 

آینده جهان اسلام در گرو تقویت همکاری‌های مشترک

 

سؤال: با توجه به تحولات اخیر منطقه، چشم‌انداز وحدت جهان اسلام را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

صالح اسکندری: جهان اسلام با مسائل پیچیده‌ای روبه‌روست، اما در کنار این چالش‌ها، ظرفیت‌های گسترده‌ای نیز برای همکاری دارد. جمعیت قابل توجه مسلمانان، پیوندهای تاریخی و فرهنگی، منابع اقتصادی و موقعیت راهبردی کشورهای اسلامی می‌تواند زمینه‌ساز نقش‌آفرینی مؤثرتر آنها در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی باشد.

البته تحقق این ظرفیت‌ها به تصمیم‌های عملی نیاز دارد. گسترش گفت‌وگو میان دولت‌ها، تقویت همکاری‌های اقتصادی و فرهنگی، احترام به حاکمیت ملی کشورها و ایجاد سازوکارهای مشترک برای حل اختلافات، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به تقویت انسجام جهان اسلام کمک کند.

در کنار این موارد، مقابله با تفرقه‌افکنی و جلوگیری از تبدیل اختلافات مذهبی و سیاسی به درگیری‌های گسترده نیز اهمیت فراوانی دارد. وحدت زمانی به نتیجه می‌رسد که از سطح شعار فراتر رود و در سیاست‌گذاری‌ها و همکاری‌های عملی کشورهای مسلمان نمود پیدا کند.

به نظر می رسد، آینده جهان اسلام تا حد زیادی به این بستگی دارد که کشورهای مسلمان بتوانند ضمن حفظ استقلال و هویت خود، منافع مشترک را نیز در نظر بگیرند و در برابر چالش‌های منطقه‌ای با هماهنگی بیشتری عمل کنند.

ادامه مطلب

مصاحبه و مقالات

دشمن‌شناسی و همکاری کشورهای مسلمان، دو رکن اصلی وحدت/ وحدت مسلمین نباید به شعار دینی محدود شود

دکتر محمدحسن دهقانی، کارشناس مسائل استراتژیک و بین‌الملل، عضو هیئت علمی دانشگاه و پژوهشگر حوزه جهان اسلام، با تشریح ابعاد سیاسی و راهبردی پیام وحدت اسلامی تأکید کرد که وحدت میان کشورهای مسلمان صرفاً یک توصیه دینی و اخلاقی نیست، بلکه راهبردی برای تقویت قدرت جهان اسلام و فراهم کردن زمینه تحقق تمدن نوین اسلامی به شمار می‌رود. وی با اشاره به ضرورت دشمن‌شناسی، اتحاد کلمه، دفاع متقابل و گسترش همکاری‌های اقتصادی، علمی و امنیتی میان کشورهای اسلامی، هویت مشترک امت اسلامی را یکی از مؤلفه‌های مهم شکل‌دهنده به نظم آینده منطقه و جهان دانست.

مسلم پرس؛ دکتر محمدحسن دهقانی با اشاره به اهمیت بررسی منظومه فکری رهبر انقلاب درباره وحدت اسلامی اظهار کرد: برای فهم دقیق پیام وحدت، باید مجموعه بیانات و متونی را که در این زمینه منتشر شده است، در چارچوبی منسجم بررسی کرد. چنین رویکردی کمک می‌کند تا ابعاد مختلف این پیام، از جمله مؤلفه‌های سیاسی، دینی و راهبردی آن، به‌درستی شناسایی شود و بتوان از دل آن، راهکارهایی برای حرکت در عرصه‌های مختلف استخراج کرد.

وی با بیان اینکه پیام وحدت اسلامی را نباید صرفاً در سطح توصیه‌های دینی و اخلاقی تحلیل کرد، افزود: هنگامی که رهبر یک کشور و یکی از بازیگران مؤثر جهان اسلام درباره وحدت سخن می‌گوید، این پیام می‌تواند واجد ابعاد سیاسی و راهبردی نیز باشد. از این منظر، وحدت اسلامی بخشی از یک منظومه فکری گسترده‌تر است که به مسائل حکمرانی، روابط میان کشورهای مسلمان و جایگاه جهان اسلام در معادلات بین‌المللی ارتباط پیدا می‌کند.

این کارشناس مسائل استراتژیک و بین‌الملل با اشاره به تحولات نظم جهانی و تغییرات امنیتی در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی خاطرنشان کرد: در شرایطی که مناسبات قدرت در جهان در حال تغییر است، ضرورت اتحاد میان مسلمانان بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند. این موضوع در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی نیز جایگاه ویژه‌ای داشته و بر ضرورت همگرایی جوامع اسلامی برای عبور از مشکلات و مقابله با تهدیدهای مشترک تأکید شده است.

اتحاد کلمه؛ راهبرد بنیادین برای عبور از مشکلات جهان اسلام

دهقانی با اشاره به جایگاه وحدت در اندیشه بنیان‌گذار انقلاب اسلامی و رهبر شهید انقلاب بیان کرد: اتحاد کلمه از اصول مهمی است که طی سال‌های گذشته در گفتمان انقلاب اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است. بر این اساس، کشورهای اسلامی برای کاهش اختلافات و حل مشکلات مشترک خود باید نقاط اشتراک را مبنای تعامل قرار دهند و از تبدیل اختلافات به عاملی برای تقابل و تضعیف ظرفیت‌های جهان اسلام جلوگیری کنند.

وی ادامه داد: تأکید بر مشترکات، به معنای نادیده گرفتن همه تفاوت‌ها نیست، بلکه هدف آن است که اختلاف‌نظرها مانع همکاری در مسائل اساسی و منافع مشترک نشوند. هنگامی که کشورهای مسلمان بتوانند بر محور اصول مشترک حرکت کنند، زمینه بیشتری برای هم‌افزایی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی فراهم خواهد شد.

این پژوهشگر حوزه جهان اسلام با بیان اینکه وحدت باید از سطح شعار فراتر برود، تصریح کرد: تحقق اتحاد کلمه مستلزم آن است که دولت‌های اسلامی در سیاست‌ها و رفتارهای خود نیز به این اصل توجه کنند. در چنین شرایطی، وحدت می‌تواند از یک مفهوم نظری به مبنایی عملی برای تنظیم روابط میان کشورهای مسلمان تبدیل شود و قدرت جمعی آنها را در عرصه بین‌المللی افزایش دهد.

دشمن‌شناسی؛ یکی از ارکان اصلی منظومه وحدت اسلامی

دهقانی با اشاره به تأکید پیام وحدت بر شناخت دشمن واقعی گفت: یکی از نکات قابل توجه در این منظومه فکری، خطاب قرار گرفتن حاکمان و مسئولان کشورهای اسلامی است. این موضوع نشان می‌دهد که تحقق وحدت، علاوه بر همراهی ملت‌ها، به تصمیم‌گیری و اراده سیاسی دولت‌ها نیز وابسته است.

وی افزود: شناخت دقیق تهدیدها و بررسی نقشه‌هایی که می‌توانند زمینه اختلاف و عدم همگرایی میان کشورهای اسلامی را تقویت کنند، از ضرورت‌های حرکت در مسیر وحدت است. اگر دولت‌های مسلمان نتوانند تهدیدهای مشترک خود را به‌درستی شناسایی کنند، ممکن است اختلافات درونی و رقابت‌های منطقه‌ای آنها را از توجه به منافع بلندمدت جهان اسلام بازدارد.

این کارشناس مسائل استراتژیک و بین‌الملل با تأکید بر اینکه دشمن‌شناسی باید با تحلیل دقیق شرایط سیاسی و بین‌المللی همراه باشد، اظهار کرد: شناسایی تهدیدهای مشترک می‌تواند به شکل‌گیری درک مشترک میان کشورهای مسلمان کمک کند. در این چارچوب، مسئله اصلی آن است که دولت‌های اسلامی بتوانند با ارزیابی واقع‌بینانه تحولات، از اختلافات فرسایشی فاصله بگیرند و ظرفیت‌های خود را برای مقابله با تهدیدهای مشترک به کار گیرند.

دوستی، تعاون و دفاع متقابل؛ الزامات عملی وحدت

دهقانی با اشاره به دو محور مهم در مسیر حل مشکلات جهان اسلام، یعنی اتحاد کلمه و دوستی و تعاون، خاطرنشان کرد: وحدت زمانی به نتیجه می‌رسد که در کنار تأکید بر مشترکات، همکاری میان کشورهای اسلامی نیز در عرصه‌های گوناگون تقویت شود. دوستی و تعاون، همراه با پرهیز از نزاع و درگیری، می‌تواند زمینه‌ساز کاهش تنش‌ها و افزایش توان جمعی کشورهای مسلمان باشد.

وی دفاع متقابل را یکی دیگر از مؤلفه‌های مهم این مسیر دانست و گفت: کشورهای اسلامی باید در برابر تهدیدهایی که متوجه امنیت، استقلال و منافع مشترک آنهاست، ظرفیت همکاری و پشتیبانی متقابل را تقویت کنند. چنین رویکردی مستلزم آن است که روابط میان دولت‌های مسلمان از رقابت‌های محدود و مقطعی فراتر برود و به سمت همکاری‌های پایدار حرکت کند.

این عضو هیئت علمی دانشگاه با اشاره به تجربه شکل‌گیری سازمان‌ها و ائتلاف‌های بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم افزود: در نظام بین‌الملل، کشورها برای مدیریت اختلافات و همکاری در موضوعاتی مانند امنیت، اقتصاد، محیط زیست و حقوق بشر، سازوکارهای جمعی متعددی ایجاد کرده‌اند. این تجربه نشان می‌دهد که همکاری سازمان‌یافته می‌تواند ابزاری برای پیگیری منافع مشترک باشد؛ از همین رو، گسترش سازوکارهای مؤثر همکاری میان کشورهای اسلامی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد.

 

همکاری اقتصادی، علمی و امنیتی؛ از ضرورت تا اقدام عملی

دهقانی با تأکید بر اینکه وحدت اسلامی نباید به روابط سیاسی و مواضع مشترک محدود شود، بیان کرد: یکی از مؤلفه‌های مهم همگرایی جهان اسلام، توسعه همکاری در حوزه‌های مختلف زندگی مادی و معنوی مسلمانان است. همکاری‌های اقتصادی، امنیتی، علمی و فناوری می‌تواند زمینه‌های تازه‌ای برای هم‌افزایی میان کشورهای اسلامی ایجاد کند و ظرفیت‌های پراکنده آنها را در مسیری مشترک قرار دهد.

وی ادامه داد: کشورهای اسلامی از ظرفیت‌های متنوعی برخوردارند و می‌توانند از طریق همکاری هدفمند، در زمینه‌هایی مانند تولید علم، پیشرفت فناوری، توسعه اقتصادی و تأمین امنیت، دستاوردهای بیشتری به دست آورند. تحقق چنین هدفی به برنامه‌ریزی مستمر، اعتمادسازی متقابل و پرهیز از اختلافاتی نیاز دارد که امکان بهره‌گیری از ظرفیت‌های مشترک را کاهش می‌دهد.

این پژوهشگر حوزه جهان اسلام با اشاره به اهمیت ابعاد معنوی وحدت نیز خاطرنشان کرد: همگرایی اسلامی صرفاً به همکاری‌های روزمره و مادی محدود نمی‌شود، بلکه ارزش‌ها و آموزه‌های دینی نیز در شکل‌دهی به هویت مشترک مسلمانان نقش دارند. مناسک و اجتماعات دینی، از جمله حج، می‌توانند فرصتی برای تقویت احساس تعلق مشترک و توجه به مسائل عمومی جهان اسلام فراهم کنند.

از دولت‌ملت‌ها تا امت اسلامی؛ ضرورت بازتعریف هویت مشترک

دهقانی با اشاره به اهمیت هویت در شکل‌گیری نظم سیاسی و بین‌المللی اظهار کرد: یکی از موضوعات قابل توجه در گفتمان وحدت اسلامی، تأکید بر عبور از نگاه صرفاً محدود به مرزهای ملی و توجه بیشتر به ظرفیت‌های مشترک امت اسلامی است. در این نگاه، هویت دینی مشترک می‌تواند در کنار هویت‌های ملی قرار گیرد و زمینه همکاری میان ملت‌ها و دولت‌های مسلمان را تقویت کند.

وی افزود: در نظام بین‌الملل معاصر، دولت‌ملت‌ها از بازیگران اصلی به شمار می‌روند؛ با این حال، وجود هویت‌ها و منافع مشترک می‌تواند کشورها را به همکاری‌های گسترده‌تر سوق دهد. از این منظر، تأکید بر امت اسلامی به معنای نادیده گرفتن مرزهای جغرافیایی یا هویت‌های ملی نیست، بلکه بر این نکته تأکید دارد که اشتراکات دینی و فرهنگی نیز می‌توانند مبنایی برای همکاری و همگرایی باشند.

این کارشناس مسائل استراتژیک و بین‌الملل تصریح کرد: هر اندازه کشورهای اسلامی بتوانند درک مشترک بیشتری از هویت و منافع جمعی خود پیدا کنند، امکان شکل‌گیری همکاری‌های پایدارتر افزایش می‌یابد. تقویت این هویت مشترک می‌تواند در کنار احترام به تفاوت‌های ملی، زمینه‌ای برای نزدیک‌تر شدن دیدگاه‌ها و افزایش نقش جهان اسلام در معادلات بین‌المللی فراهم کند.

دوگانه «ما و دیگری»؛ چارچوبی برای فهم گفتمان وحدت

دهقانی با اشاره به نقش مفاهیم هویتی در شکل‌گیری گفتمان‌های سیاسی گفت: یکی از موضوعات مهم در تحلیل منظومه فکری رهبران انقلاب اسلامی، نحوه تعریف «ما» و «دیگری» است. در این چارچوب، «ما» می‌تواند ناظر بر مسلمانان، ملت ایران و جوامع اسلامی باشد و مفهوم «دیگری» نیز در قالب قدرت‌ها و جریان‌هایی تعریف شود که از نگاه این گفتمان، در برابر منافع و استقلال جهان اسلام قرار دارند.

وی ادامه داد: اهمیت این صورت‌بندی در آن است که مسئله تهدید از سطح روابط دوجانبه و محدود میان جمهوری اسلامی ایران و برخی قدرت‌ها فراتر برده می‌شود و در چارچوبی گسترده‌تر، به روابط جهان اسلام با قدرت‌های سلطه‌گر و جریان‌های مخالف استقلال کشورهای مسلمان پیوند می‌خورد.

این پژوهشگر حوزه جهان اسلام با بیان اینکه چنین چارچوبی باید با تحلیل دقیق شرایط بین‌المللی همراه باشد، خاطرنشان کرد: برای تقویت همگرایی میان کشورهای مسلمان، لازم است تهدیدها و منافع مشترک به‌درستی شناسایی شوند. در عین حال، اختلاف برداشت‌ها و تفاوت منافع دولت‌ها نیز باید مورد توجه قرار گیرد تا امکان گفت‌وگو و همکاری عملی میان آنها حفظ شود.

 

وحدت اسلامی؛ ابزار راهبردی برای تحقق تمدن نوین اسلامی

 

دهقانی در جمع‌بندی مباحث خود تأکید کرد: هدف نهایی از طرح گفتمان وحدت اسلامی، صرفاً دستیابی به وحدت به‌عنوان یک مقصد مستقل نیست، بلکه این وحدت باید ابزاری راهبردی برای افزایش قدرت و ظرفیت جهان اسلام و حرکت به سمت تحقق تمدن نوین اسلامی باشد.

وی افزود: در این چارچوب، اتحاد کلمه، دشمن‌شناسی، دفاع متقابل، همکاری‌های اقتصادی و علمی و تقویت هویت مشترک امت اسلامی، مجموعه‌ای از مؤلفه‌های مرتبط با یکدیگر را تشکیل می‌دهند. این مؤلفه‌ها زمانی می‌توانند به نتیجه مطلوب برسند که از سطح بیان و شعار عبور کنند و در روابط میان دولت‌ها و جوامع اسلامی نمود عملی پیدا کنند.

این عضو هیئت علمی دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: پیام وحدت اسلامی را می‌توان چارچوبی برای بازاندیشی در روابط میان کشورهای مسلمان و تعریف راهبردهای مشترک برای آینده جهان اسلام دانست. بر این اساس، وحدت نه پایان مسیر، بلکه یکی از ابزارهای اصلی برای افزایش قدرت جمعی، کاهش زمینه‌های منازعه و فراهم کردن شرایط لازم برای تحقق تمدن نوین اسلامی است.

ادامه مطلب

مصاحبه و مقالات

مسئله فلسطین می‌تواند محور وحدت جهان اسلام باشد/ تفرقه میان مسلمانان، قدرت مشترک آنها را فرسوده است

استاد دانشگاه و کارشناس مسائل غرب آسیا با تأکید بر اینکه عوامل قومی و مذهبی از مهم‌ترین زمینه‌های ایجاد شکاف در جهان اسلام هستند، گفت: اگر کشورهای اسلامی به جای اختلافات قومی، مذهبی و مرزی، بر اشتراکات خود و به‌ویژه مسئله فلسطین تمرکز کنند، ظرفیت شکل‌گیری یک قدرت مؤثر و منسجم در جهان اسلام فراهم خواهد شد.

مسلم پرس؛ دکتر هادی آجیلی، استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و کارشناس مسائل بین‌الملل و غرب آسیا، در گفت‌وگو با خبرنگار مسلم پرس درباره موانع تحقق وحدت در جهان اسلام اظهار کرد: در جهان اسلام عوامل مختلفی وجود دارد که می‌تواند زمینه اختلاف، تمایز و تفرقه را فراهم کند؛ از جمله عوامل قومی و مذهبی.

 

وی افزود: در جهان اسلام، شکاف شیعه و سنی یکی از شکاف‌های مهم مذهبی است و در کنار آن، اختلافات قومی میان عرب، ترک، عجم و دیگر گروه‌های قومی نیز وجود دارد. اگر نگاه ما به جهان اسلام، نگاه وحدت‌آمیز نباشد، این شکاف‌ها فعال و اختلافات پررنگ‌تر می‌شوند و در نهایت به جدایی و تفرقه میان مسلمانان منجر خواهند شد.

 

آجیلی با اشاره به وجود عوامل وحدت‌بخش در میان مسلمانان ادامه داد: جدای از اشتراکات اساسی همچون دین اسلام، قرآن، پیامبر(ص) و قبله واحد، یکی از مهم‌ترین عواملی که می‌تواند زمینه وحدت را فراهم کند، وجود یک مسئله مشترک است و در شرایط کنونی، مسئله فلسطین از مهم‌ترین مسائل مشترک جهان اسلام به شمار می‌رود.

 

فلسطین؛ مسئله مشترک جهان اسلام

 

این استاد دانشگاه با بیان اینکه «دشمن مشترک» نیز می‌تواند یکی از عوامل ایجاد همگرایی میان کشورهای اسلامی باشد، گفت: از منظر من، اسرائیل و آمریکا دشمنان مشترکی هستند که بخش‌هایی از جهان اسلام آنها را در تقابل با منافع خود می‌دانند و مسئله فلسطین می‌تواند به عنوان یک محور مشترک، ظرفیت همگرایی کشورهای اسلامی را افزایش دهد.

 

عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق(ع)؛ تصریح کرد: اینکه جهان اسلام با چه رویکردی حرکت کند، اهمیت زیادی دارد. اگر رویکرد ما مبتنی بر وحدت نباشد و جهان اسلام در اولویت قرار نگیرد، شکاف‌های قومی و مذهبی فعال خواهند شد؛ اما اگر کشورهای اسلامی بر اشتراکات خود تمرکز کنند، ظرفیت بسیار بیشتری برای همکاری و مقابله با چالش‌های مشترک خواهند داشت.

 

آجیلی با اشاره به تفاوت میان مفهوم «جهان اسلام» و ساختار سیاسی کشورهای مسلمان اظهار کرد: امروز دیگر شاهد یک واحد سیاسی تحت عنوان جهان اسلام نیستیم و کشورهای اسلامی در قالب دولت ـ ملت‌های جداگانه فعالیت می‌کنند. همین مسئله موجب شده مفهوم «منافع ملی» در تصمیم‌گیری‌های سیاسی کشورها اهمیت زیادی پیدا کند.

 

وی ادامه داد: در چنین شرایطی، رهبران سیاسی کشورهای اسلامی ممکن است به جای قرار دادن مسائل جهان اسلام در رأس تصمیم‌گیری‌های خود، منافع ملی کشور خود را در اولویت قرار دهند. طبیعتاً میان کشورها و حتی میان کشورهای همسایه مسلمان نیز اختلافات مختلفی وجود دارد و هنگامی که نگاه صرفاً دولت ـ ملتی حاکم باشد، این اختلافات می‌تواند پررنگ‌تر شود.

 

منافع ملی یا منافع مشترک جهان اسلام؟

 

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه تأکید کرد: اگر جهان اسلام بخواهد قدرت بیشتری داشته باشد و بر چالش‌های مشترک خود غلبه کند، باید عوامل اختلاف‌زا همچون مسائل قومی و مذهبی را از محور اصلی تصمیم‌گیری خارج کرده یا دست‌کم در اولویت‌های بعدی قرار دهد و در مقابل، مسائل مشترک جهان اسلام را در رأس امور قرار دهد.

 

وی افزود: وقتی بر مبنای مسائل مشترک حرکت کنیم، ظرفیت بیشتری برای اتحاد در جهان اسلام ایجاد می‌شود و در نتیجه، قدرت کشورهای اسلامی نیز افزایش خواهد یافت.

 

آجیلی در ادامه با اشاره به نقش قدرت‌های خارجی در تحولات جهان اسلام گفت: به اعتقاد من، کشورهای غربی، به‌ویژه آمریکا و در دوره‌هایی بریتانیا، طی دهه‌ها تلاش کرده‌اند مانع شکل‌گیری یک نگاه یکپارچه و مبتنی بر جهان اسلام شوند؛ زیرا از ظرفیت و قدرت جهان اسلام در صورت اتحاد آگاه هستند.

 

وی افزود: از این منظر، اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی، اختلافات قومی و همچنین اختلافات میان دولت‌ها بر مبنای منافع ملی و مرزهای سیاسی، از جمله عواملی بوده‌اند که به اعتقاد وی می‌توانند مانع شکل‌گیری یک قدرت منسجم در جهان اسلام شوند.

 

امام خمینی(ره) و تغییر نگاه به جایگاه ایران در جهان اسلام

 

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود درباره اندیشه امام خمینی(ره) در زمینه وحدت اسلامی گفت: یکی از مهم‌ترین سیاست‌هایی که امام خمینی(ره) در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی اتخاذ کرد، برافراشتن پرچم وحدت جهان اسلام از سوی ایران بود.

 

آجیلی با اشاره به سابقه روابط میان جوامع مختلف اسلامی اظهار کرد: در گذشته، با توجه به اینکه بخش عمده جهان اسلام را اهل سنت و اقوام عرب تشکیل می‌دادند، ایرانِ عجم و شیعه گاهی به عنوان بخشی جدا از جهان اسلام تلقی می‌شد. به تعبیر وی، رویکرد امام خمینی(ره) تلاش کرد این نگاه را تغییر دهد.

 

وی افزود: هنگامی که امام خمینی(ره) موضوع وحدت شیعه و سنی و وحدت جهان اسلام را با محوریت مسائل مشترکی مانند فلسطین مطرح کرد، در واقع یک نگاه راهبردی شکل گرفت؛ به این معنا که ایران پس از انقلاب اسلامی خود را بخشی از جهان اسلام تعریف کرد و تلاش کرد روابط خود را نه بر مبنای عرب و عجم یا شیعه و سنی، بلکه بر اساس هویت مشترک اسلامی تنظیم کند.

 

وحدت اسلامی و شکل‌گیری عمق راهبردی ایران

 

آجیلی ادامه داد: اگر انقلاب اسلامی در ایران با یک نگاه صرفاً مذهبی و بدون توجه به وحدت جهان اسلام شکل می‌گرفت، طبیعی بود که امکان ایجاد ارتباط و نفوذ فرهنگی و اعتقادی در کشورهای عربی و اهل سنت محدودتر شود.

 

وی با اشاره به حمایت‌هایی که به گفته او در جریان جنگ اخیر از ایران صورت گرفته است، گفت: اینکه در چنین شرایطی بخش‌هایی از جامعه در لبنان، عراق، یمن و برخی دیگر از کشورهای اسلامی با ایران همراهی نشان می‌دهند، از نگاه من، بخشی از نتیجه همان رویکرد وحدت‌گرایانه است.

 

این کارشناس مسائل غرب آسیا افزود: حتی در برخی کشورهای شمال آفریقا که هم عرب و هم اهل سنت هستند، حمایت‌هایی از ایران مشاهده شده است. وی همچنین به مواضع برخی شخصیت‌های دینی و سیاسی در کشورهای اسلامی اشاره کرد و آن را نشانه‌ای از وجود نگاه فراملی نسبت به تحولات منطقه دانست.

 

آجیلی با اشاره به تجربه خود در دوره فعالیت به عنوان رایزن فرهنگی ایران در تونس اظهار کرد: در هفته‌های ابتدایی جنگ اخیر، در دیداری با یکی از رؤسای احزاب سیاسی تونس، وی در تحلیل شرایط منطقه عنوان کرد که ایران آخرین سنگر در برابر تحقق پروژه اسرائیل بزرگ در منطقه است.

 

وی گفت: فارغ از ارزیابی این دیدگاه، نکته مهم این است که چنین نگاهی نشان می‌دهد تحولات ایران از سوی بخشی از جریان‌های سیاسی و اجتماعی منطقه، صرفاً یک مسئله داخلی یا ملی تلقی نمی‌شود.

 

وحدت شیعه و سنی؛ ضرورتی برای تداوم همگرایی

 

این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به مواضع اخیر رهبر جمهوری اسلامی ایران درباره وحدت اسلامی اظهار کرد: در پیام اخیر رهبر انقلاب به مناسبت هفته وحدت، بر این نکته تأکید شده که هر حرکت یا گفتاری که موجب تفرقه میان شیعه و سنی شود، با آرمان‌های انقلاب اسلامی سازگار نیست.

 

وی افزود: اگر قرار است وحدت جهان اسلام حفظ شود، این مسئله باید در رفتار و گفتار داخلی نیز مورد توجه قرار گیرد. برگزاری برخی مراسم یا طرح برخی سخنان که به مقدسات اهل سنت بی‌احترامی تلقی شود، می‌تواند به روند وحدت آسیب بزند.

 

آجیلی تصریح کرد: اگر ایران خواهان همراهی جهان اسلام است، باید این واقعیت را در نظر داشته باشد که اکثریت مسلمانان جهان اهل سنت هستند و بخش بزرگی از جهان اسلام نیز از کشورهای عربی تشکیل شده است. بنابراین، رفتار و گفتار در داخل کشور باید به گونه‌ای باشد که زمینه سوءاستفاده جریان‌های تفرقه‌افکن فراهم نشود.

 

وی در پایان گفت: دشمنان وحدت جهان اسلام می‌توانند از همین اختلافات و بهانه‌ها برای ایجاد شکاف میان مسلمانان استفاده کنند. بنابراین، از نظر وی، تداوم سیاست وحدت جهان اسلام و پرهیز از اقداماتی که به اختلافات مذهبی و قومی دامن می‌زند، یکی از الزامات تقویت جایگاه ایران در جهان اسلام است.

ادامه مطلب
تبلیغات

برترین ها