جهان اسلام
بیش از مبارزه و مسئولیت نمادی از مهر و تربیت در خانه بود
آیتالله سعیدی به پدرم گفته بود: همسر شما در راهی قدم گذاشته که پرخطر است، اما اگر شما اجازه بدهید که در این راه بماند، ثوابش برای شما خیلی زیاد است و این یک تجارت پرسود با خداست. پدر از همانجا رضایتش را برای ادامه تحصیل و مبارزه مادر اعلام کرد و دیگر هیچ زمانی مانع فعالیتهای ایشان نشد. خود مامان درباره این موضوع گفتهاند که از همان مقطع و برای آن شراکت همه جا نام فامیلیاش را دباغ عنوان میکرد و همیشه در هر مرحله مبارزه، پدر را شریک خود میدانست
زندهیاد مرضیه حدیدچی (دباغ)، در سال ۱۳۱۸. ش در شهر همدان متولد شد و تحصیلات خویش را در مکتبخانه آغاز کرد. بعد از آن نزد پدر قرآن، نهجالبلاغه و مفاتیحالجنان را آموخت. در سن ۱۵ سالگی و در سال ۱۳۳۳. ش با محمدحسن دباغ ازدواج کرد و به تهران آمد. پس از مدتی در تهران با وجود فرزند تحصیلات حوزوی را نزد شهید آیتالله سیدمحمدرضا سعیدی آغاز کرد. حدیدچی با شروع نهضت اسلامی امامخمینی (ره)، از طریق استاد خود، یعنی آیتالله سعیدی به جرگه مبارزان پیوست و در این راه دستگیری، شکنجههای بسیار، آوارگی و زندگی در غربت، دوری از همسر و فرزندان را تا مقطع پیروزی انقلاب اسلامی تجربه کرد. در روز چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۳. ش یادوارهای برای بانوی مبارز مرحوم «مرضیه حدیدچی» برگزار شد. در این جلسه که چند تن از بانوان خانواده دباغ حضور داشتند، ریحانه دباغ دختر سوم خانم حدیدچی طی گفتوشنودی به بیان خاطرات ناشنیده خود از وجوه کمتر گفته شده شخصیت «مادر» پرداخت. ایشان با اشاره به اینکه در طول این سالها بیشتر بر بعد مبارزاتی و زندگی سیاسی مادر تکیه شده و کمتر ابعاد مربوط به همسری و مادری ایشان مورد توجه قرار گرفته است، یادمانهای پی آمده را بازگو کرد. امید آنکه علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
قناعتهای مامان مرضی!
بانو ریحانه دباغ در بادی خاطرات خویش، در بسط ساده زیستی و قناعت جویی مادر در زندگی مشترک به بیان خاطراتی شنیدنی میپردازد:
«پدرم – که ما حاج بابا صدایش میکردیم- در یک خانواده متمکن به دنیا آمده و پسر یک تاجر پوست بود. البته کارگاه دباغی هم داشتند، اما یکبار به دلیل ورشکستگی مالی پدربزرگ و یکبار به علت ورشکستگی که برای خود حاج بابا اتفاق افتاد، زمانی که ما کودک بودیم، سختیهای مالی زیادی برای کل خانواده ایجاد شد. مامان مرضی (مرضیه حدیدچی) از آنجا که یک زن مدبر و کاردان بود، کمال همراهی را سر این قضیه با حاج بابا کرد، یعنی با قناعت عجیبی که در زندگی داشت، کاری کرد که آن دوران سخت مدیریت شود و با آبروداری، خانوادهمان محتاج دیگران نشود. شاید باورش برای بعضیها سخت باشد، اما خانواده ما بعد از ورشکستگی حاجبابا در شرایطی قرار گرفت که گاهی ناهارمان نان و هویج پخته بود! یعنی، چون هویج ارزان بود و اوضاع اقتصادی حاجبابا خیلی بهم ریخته بود، بهترین خورشی که مامان مرضی میتوانست کنار نان به ما بچهها بدهد، هویج پخته بود. نهایت صرفهجویی را میکرد و به شدت با اسراف مخالف بود. حتی تا همین اواخر قبل از فوتش به سبزی پاککردن ما ایراد میگرفت! میگفت چرا سبزیها را هدر میدهید! بخشهای تروتازه و خوش خوراک سبزی خوردن را برای سر سفره جدا میکرد بعد ساقهها و برگهای ترب و کلفت را هم جدا میگذاشت، خردشان میکرد و به آنها یک تخممرغ میزد و با همانها کوکوسبزی درست میکرد!
خود مامان تعریف میکرد که در همان مراحل اول ورشکستگی، ابتدا حاج بابا تلاش کرده بوده که یک کار جدید در تهران راه بیندازد. تصمیم میگیرد که از شهرستان لیموترش بیاورد و در خانه آبلیمو بگیرند و با فروشش اوضاع مالی خانواده را درست کند. مامان مرضی آن موقع یک بچه زیر دو سال در بغل داشت و باردار هم بود، اما پا به پای حاج بابا و یک کارگر، یک عالمه لیموترش را میشست و با آن وضعیت بارداری، لیموها را بالای پشتبام میبرد و زیر آفتاب خشک میکرد تا آماده آبگیری شود. در آن زمان تا آنجا که میتوانست با حاج بابا همراهی کرده بود. یادم است در این سالهای اخیر، مامان مرضی یک فرشی داشت که خیلی کهنه و تمام دورش ریشریش شده بود. ما به مامان میگفتیم این را دور بینداز! اما مامان نشست با یک پارچه تمیز که نو هم نبود و قبلش آن را حسابی اتو زده بود دور تا دور فرش را دوردوزی کرد. اینقدر این کار را با سلیقه و هنرمندانه انجام داده بود که همه با دیدنش ذوق میکردند. حتی بعد از فوت مامان مرضی، فاطمه خانم عروسم این فرش را برداشت و الان در محل کارش سجاده شده است. به هرحال بعد از آن ورشکستگی از یک طرف حاج بابا با تلاش و مجاهدتی که برای امرار معاش خانواده و از طرف دیگر با قناعت و صبوری که مامان مرضی کرد، خانواده ما به جهت اقتصادی سرپا شد….»
لباسهای قرمز و بنفش
در خاندانهای مذهبی و اهل تربیت، سفر نقشی مهم در نشو و نمای فرزندان دارد. این امر در خانواده دباغ نیز چنین کارکردی داشته است، چنانکه فرزند میگوید:
«مدتی بعد از ورشکستگی، حاجبابا دیگر نتوانست در تهران کار کند. چون کسب درآمد در شهرستانهای دیگر بهتر و بیشتر بود، برای کار به شهرستان رفت. یعنی از زمانی که ما پنج بچه قدونیم قد بودیم، عملاً اداره کل خانه بر عهده مامان افتاد و پدرم دور از ما در شهرستانهای مختلف مشغول کار بود. در نهایت هر سه – چهار ماه یکبار میتوانست یک سری به ما بزند و در حد دو – سه روزی پیش ما باشد. سالهای سال زندگی ما به این صورت میگذشت. البته هرسال دو هفته تعطیلات نوروز را حاجبابا حتماً پیش ما بود. آن وقت مامان مرضی هر سال قبل از عید مقید بود که حتماً رنگ و مدل مویش را عوض کند تا جلوی حاجبابا در ایام تعطیلات تغییر اساسی کرده باشد! خودش رنگ بنفش را خیلی دوست داشت و حاج بابا رنگ قرمز را. برای همین در دو هفته تعطیلات نوروز ما میدیدیم که مامان مرضی رنگ به رنگ لباس بنفش و قرمز میپوشید! آن وقت اگر شرایطی پیش میآمد و مامان میتوانست برای دو- سه روز برود شهرستان پیش حاجبابا حتی در روزگاری که دیگر در خط مبارزه بود، اگر فرصتی میشد که میتوانست سری به حاج بابا در شهرستان بزند، حتماً دو چیز را با خودش میبرد، لباسها و وسایل آرایشش. زنانگیهای مامان مرضی سرجای خودش بود، مبارزه و فعالیت سیاسی هم سرجای خودش….»
اطاعت محض از همسر
آنچه از آغاز گفتگو تا کنون بدان اشارت رفت، همگی از مصادیق اطاعت عاشقانه و محض بانو حدیدچی از همسر بود، اما در این بخش، ریحانه دباغ با صراحت و تمرکز بیشتری از این مقوله سخن میگوید:
«از ابتدای ازدواجش، مامان مرضی اطاعت محض از حاجبابا داشت. این مسئله را هم به همه فرزندانش یاد داده بود. ما هفت خواهر بودیم و یک برادر. البته یک خواهرمان (آمنه خانم)، در سن ۱۹ سالگی بر اثر بیماری فوت کرد. پنج نفرمان در خانه محله غیاثی به دنیا آمده بودیم و سه بچه آخر در خانه نزدیک مسجد موسیبنجعفر (ع) که آیتالله سعیدی امام جماعتش بود. راضیه و رضوانه خانم، دو دختر بزرگ خانه بودند. مامان به ما یاد داده بود که هر بچه موظف است از بچه بزرگتر از خودش حرف شنوی داشته باشد. چون خودمان هم میدیدیم که خودش از حاجبابا اطاعت محض دارد، در عمل به این آموزه عمل میکردیم. در خانه ما همه کارها تقسیم شده بود، یعنی کاملاً مشخص بود که امروز شستن ظرفهای صبحانه، ناهار و شام نوبت چه کسی است. چه کسی باید جارو کند چه کسی باید خرید کند و از این قبیل. البته نه اینکه بگویم هیچ وقت دعوایمان نمیشد، اما یاد گرفته بودیم که چطور اختلافهایمان را برطرف کنیم. یک وقتهایی راضیه و رضوانه خانم – که اختلاف سنیشان خیلی کم بود- دعوایشان میشد. اینطور وقتها شرایط خیلی بامزه بود! حکیمه و انسیه طرفدار راضیه خانم بودند، آمنه و فاطمه طرفدار رضوانه خانم. من همیشه بیطرف بودم و سریع محمد را بغل میکردم و میرفتم در حیاط مینشستم تا غائله بخوابد!
ابهت مامان مرضی اینقدر زیاد بود تا قبل از اینکه بخواهد به خانه بیاید، دعوا تمام شده بود، یعنی اختلاف و دعوا اصلاً جلوی مامان آورده نمیشد. البته در موارد خیلی کمی پیش میآمد اختلاف اینقدر زیاد بود که کار به قضاوت مامان میکشید. اینطور وقتها هر دو طرف باید میآمدند و شکایتشان را مطرح میکردند و مسئلهشان را میگفتند، آن وقت مامان مرضی قضاوت میکرد. با انصاف قضاوت و با یک تدبیر حکیمانهای اختلاف میان دو نفر را برطرف میکرد. حالا تصور بکنید ما به هرحال هشت بچه بودیم در یک خانه کوچک. طبیعتاً وقتی مامان برای درس یا سخنرانی و جلسه بیرون از خانه بود، خانه حسابی بهم میریخت، اما یاد گرفته بودیم تا قبل از آمدن مامان همهجا را مرتب و منظم کنیم. در دوران مبارزه، مامان برای رعایت مسائل امنیتی، یک روش مخصوص در زدن داشت، یعنی اول یک ضربه میزد، بعد سه ضربه پشت سر هم و بعد دوباره یک تک ضربه ما تا سه ضربه را میشنیدیم، اگر پاک کنی، دفتری، مدادی، چیزی روی زمین ولو بود، سریع برمیداشتیم تا وقتی مامان وارد اتاق میشد، اتاق تمیز و مرتب باشد….»
کدبانوییها و مادریهای دوره مبارزه
اشتغال به مبارزه، بیآنکه مدیریت خانوادهای پرجمعیت با اخلال و وقفه مواجه شود از دیگر نکتههایی است که ریحانه دباغ آن را از نظر دور نمیدارد و از آن خاطراتی شیرین برجای مینهد:
«۱۱ سال از زندگی مشترک حاج بابا و مامان مرضی میگذشت که عملاً مامان وارد جریان مبارزه شد. با شروع مبارزه برنامهریزیاش طوری بود که هم به امور خانه و ما بچهها میرسید هم به فعالیتهای مبارزاتیاش. مثلاً جالب بود که تابستانها، مامان مرضی برای ما بچهها برنامه میریخت. ما باید بخشی از قرآن را حفظ میکردیم. بخشهایی از رساله حضرت امام (ره) را هم که مربوط به سنمان میشد، باید میخواندیم. بچههای بزرگتر از کوچکترها درس میپرسیدند. مامان شبها ایرادات قرائت و حفظ راضیه خانم و رضوانه خانم را برطرف میکرد. هرچند وقت یکبار هم از ما امتحان میگرفت. یعنی اجازه نمیداد که تابستان را به بطالت بگذرانیم. حتی در دوران مبارزه و با اضافهشدن بچههای آخر خانواده، مامان سرپرستی بچههای دیگری را هم بر عهده گرفته بود. داستان هم از این قرار بود که یکی از بستگان ما در همدان آنقدر دچار فقر مالی شده بود که تصمیم گرفت، دختر دبستانیاش را برای کلفتی و کارگری به تهران بفرستد! مامان که این مطلب به گوشش میخورد، پیش آن فامیل میرود و میگوید بتول مال من و در حد توانش هم به آن فامیلمان کمک کرده و او را به تهران میآورد. دختر آن بنده خدا هم درست مثل ما در خانه از مامان آشپزی و خانهداری یاد گرفت. مدرسه رفت و ۱۴- ۱۵ ساله هم که شد ازدواج کرد و سر خانه و زندگیاش رفت. دو دختر دیگر به نامهای فرح و فریبا هم بودند که در همسایگی ما زندگی میکردند. پدر و مادرشان از هم جدا شده بودند و اینها با سن کم از صبح زود تا شب – که پدرشان از سر کار بیاید- در خانه تنها بودند. مامان مرضی با پدرشان صحبت کرد که این دو از صبح تا شب در خانه ما باشند.
حالا این را هم بگویم از آنجا که مامان اطاعت محض از حاج بابا داشت در یک مقطعی حاج بابا به مامان گفته بود که دیگر راضی نیست تحصیلات حوزویاش را ادامه بدهد! مامان هم به طور کامل درس و فعالیتهایش را کنار گذاشت. آیتالله سعیدی که از ماجرا باخبر شد، در یک مقطعی که حاجبابا در تهران بود با ایشان صحبت کرد و به او گفته بود: حسن آقا یک نفر میخواهد تجارت پرسودی راه بیندازد و به شما نیاز دارد!… حاجبابا توضیح داده بود سرمایهای ندارد که بخواهد در تجارت با کسی شریک شود. آیتالله سعیدی گفته بود این تجارت خیلی پرسود است و اصلاً به سرمایه و وقت گذاشتن شما نیاز هم نیست!… حاجبابا خیلی تعجب کرده بود. بعد شهید سعیدی گفته بود که همسر شما در راهی قدم گذاشته که پرخطر است، اما اگر شما راضی باشید و اجازه بدهید در این راه بماند، ثواب و سود آخرتش برای شما خیلی زیاد است و این یک تجارت پرسود با خداست… حاجبابا از همانجا رضایتش را برای ادامه تحصیل و مبارزه مامان مرضی اعلام کرد و دیگر هیچ زمانی مانع فعالیتهای مامان نشد. خود مامان درباره این موضوع در کتاب خاطراتش هم گفته از همان مقطع و برای آن شراکت همه جا نام فامیلیاش را دباغ عنوان میکرد و همیشه در هر مرحله مبارزه و فعالیت سیاسی، حاجبابا را شریک خود میدانست….»
اوقات پر برکت مادر
مرضیه حدیدچی این زن نمادین انقلاب اسلامی در زندگی خویش توفیقاتی فراتر از معمول به کف آورد. به راستی راز این همه چه بود؟
«خداوند یک برکت عجیبی به وقت مامان داده بود. با وجود همه فعالیتهایی که تا قبل از دستگیری و زندان میکرد، از خانه و خانواده کم نمیگذاشت. گاهی از شهرستان، جمعیت زیادی به خانه ما میهمان میآمد. خانه ما بزرگ نبود، به ویژه اینکه آشپزخانه کوچکی داشت، اما مامان در همان آشپزخانه کوچک، برای میهمانها سنگ تمام میگذاشت. خورش کرفس را خیلی دوست داشت و وقتی میهمان داشتیم، حتماً باید یک وعده برایشان برنج و خورش کرفس درست میکرد. بعد از پیروزی انقلاب و در دوران مسئولیتها هم همینطور بود. سعی میکرد به همه وظایف و مسئولیتهایش برسد. مثلاً در موقع بارداری و به دنیا آمدن فرزند اولم آقاصابر، مامان ایران نبود، اما سر بارداری دومم و سر سمیه خانم، انقلاب پیروز شده بود و در آن زمان، مامان فرمانده سپاه همدان بود. در ماه آخر بارداری من، مامان مرضی به تهران آمد و من و صابر را به همدان برد. میخواست نبودنش سر به دنیا آمدن صابر را جبران کند. من همدان بودم تا شبی که درد به سراغم آمد و مامان مرا به بیمارستان برد. درد که داشت شدید میشد، یکهو به مامان بیسیم زدند که کردستان شلوغ شده و ماجرای غائله پاوه پیش آمده! مامان از همانجا یک راست با نیروهایش به کردستان رفت. البته قبلش به راضیه خانم زنگ زده بود که خودش را به همدان برساند تا کمک حال من بعد از به دنیا آمدن بچه باشد. همین دغدغهاش، برای من خیلی اهمیت داشت. گرچه همه ما بچهها به خصوص سه خواهر و برادر کوچکم در دوران زندان و دوری مامان در غربت، خیلی اذیت شدیم و صدمه خوردیم، اما این سختیها را به خاطر اسلام و انقلاب تحمل میکردیم.
دیگر اینکه در دوره نمایندگی مامان مادربزرگم مریض شد. مامان و خالهها به نوبت از مادرشان پرستاری میکردند. خالهها خانهدار بودند، اما مامان با وجود گرفتاریها و نماینده مجلس بودن و کلی فعالیت دیگر سر نوبتش که میشد برای پرستاری از مادربزرگ حضور داشت….»
در واپسین سالیان حیات
و نهایتاً بسا مردمان، کردار فردی و اجتماعی شخصیتها در واپسین سالیان حیات را معیاری برای داوری درباره او قرار میدهند. چنانکه راوی نیز چنین کرده است:
«همدانیها خیلی اهل ترشی درستکردن هستند و همیشه سر سفرههای غذایشان، انواع مختلف ترشی است. مامان مرضی هم در درست کردن ترشی استاد بود. تا قبل از سال ۵۲ و دستگیری، علاوه بر خودمان برای دوست و همسایهها هم ترشی درست میکرد، اما بعد از پیروزی انقلاب مقید بود تا برای خیلی از بزرگان انقلاب مثل خانواده امام (ره)، خانواده آقا و برخی از فرماندهان سپاه هم ترشی کنار بگذارد، یعنی آن عادت از بهار تا آخر تابستان تدارک دیدن برای ترشی درست کردن در پاییز ترک که نشد هیچ، بلکه با میزان بیشتر انجامش میداد! در سال آخر عمرش با وجود وضعیت بسیار بد جسمی که از عوارض آن شکنجهها و سختیهای دوران مبارزه بود، باز به فکر درستکردن ترشی بود. در آن سالها مدام بیمارستان بود. مدتی مرخص میشد، اما دوباره وضع جسمیاش بهم میریخت و به بیمارستان برمیگشت. در پاییز سال ۹۵ با مدیریتی که مامان کرده بود، ما دخترها تمام چیزهایی که برای ترشی لازم داشت را آماده کرده بودیم. سروقت ترشی درستکردن مامان به من تلفن زد و گفت امسال برو و به جای دبه، یک مدل شیشههای ترشی با درهای قرمز رنگ بگیر. میگفت این سال آخری است که دارم ترشی درست میکنم و بگذار این شیشهها در خانه دوستان و بزرگان از من به یادگاری بماند. حالش اصلاً خوب نبود، اما با آن حال بد ترشیها را درست کردیم و در شیشهها ریختیم. روی در قرمز هر شیشه اسم خانوادههایی که باید ترشیها را به آنها میرساندیم، نوشتیم، اما بعد حال مامان اینقدر بد شد که از همانجا به بیمارستان رفتیم! دیگر مامان بعد از آن بستری شدن خوب نشد تا در ۲۷ آبان رحلت کرد. بعد از مراسم ختمش با اشک و گریه ترشیها را به در خانه دوستان و بزرگان نظام رساندیم….»
شاید دوست داشته باشید
جهان اسلام
ماجرای توصیه رهبر شهید به نلسون ماندلا درباره مبارزه با آپارتاید/ افزایش گرایش به تشیّع در قاره سیاه
رئیس مرکز اسلامی آفریقای جنوبی با تشریح ابعاد تأثیرگذاری اندیشههای امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب بر تحولات جهان اسلام و جنبشهای آزادیخواه در آفریقا، گفت: نگاه رهبر انقلاب هیچگاه محدود به مرزهای ایران نبوده و ایشان همواره تحولات جهان را با نگاهی جامع دنبال کردهاند.
رئیس مرکز اسلامی آفریقای جنوبی با تشریح ابعاد تأثیرگذاری اندیشههای امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب بر تحولات جهان اسلام و جنبشهای آزادیخواه در آفریقا، گفت: نگاه رهبر انقلاب هیچگاه محدود به مرزهای ایران نبوده و ایشان همواره تحولات جهان را با نگاهی جامع دنبال کردهاند.
وی با بازخوانی خاطراتی از دیدار رهبر انقلاب با نلسون ماندلا و گفتوگوی خود با نوه رئیسجمهور فقید آفریقای جنوبی، تأکید کرد که تجربه انقلاب اسلامی در روند مبارزات مردم آفریقای جنوبی علیه رژیم آپارتاید تأثیرگذار بوده است.
اندیشه امامین انقلاب، فراتر از مرزهای ایران
حجتالاسلام والمسلمین سید عبدالله حسینی، رئیس مرکز اسلامی آفریقای جنوبی، استاد حوزههای علمیه، شاعر و اندیشمند اسلامی و کارشناس مسائل جهان اسلام در گفتوگو با خبرنگارمسلم پرس، با اشاره به نقش اندیشههای امامین انقلاب در گسترش اسلامخواهی در قاره آفریقا اظهار کرد: آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای(ره)، نگاه جامعی به جهان داشتند. اگرچه ایشان رهبر جمهوری اسلامی بودند، اما در برابر کل جهان و به ویژه جهان اسلام احساس مسئولیت میکردند.
وی ادامه داد: اقداماتی که امام شهید در جمهوری اسلامی انجام میدادند، صرفاً معطوف به مسائل داخلی نبود، بلکه ناظر به ایجاد تغییرات گسترده در جهان بود. ایشان نمیخواستند رایحه اسلام و جمهوری اسلامی تنها در مرزهای کشور باقی بماند، بلکه به دنبال آن بودند که این رایحه به تمام کشورهای جهان برسد و از همین رو، مسائل بینالمللی را با نگاهی جامع دنبال میکردند.
توصیه رهبر انقلاب درباره آفریقای جنوبی
حجتالاسلام حسینی، با اشاره به خاطرهای از رهبر شهیدمان در سال ۱۹۹۲ میلادی گفت: زمانی که روابط ما با زامبیا به هم خورد و من مجبور شدم از این کشور به مقصد کشور دیگری عزیمت کنم، خدمت حضرت آقا رسیدم و عرض کردم آمادگی دارم علاوه بر زامبیا، به دیگر کشورهای آفریقایی نیز سفر کنم و در آنجا مراکزی را تأسیس کنیم. از ایشان پرسیدم کدامیک از این کشورها برای این کار مناسبتر است.
وی ادامه داد: ایشان بدون تأمل فرمودند: «صددرصد آفریقای جنوبی».
رئیس مرکز اسلامی آفریقای جنوبی، تصریح کرد: پس از آن، حضرت آقا حدود پنج دقیقه یا بیشتر درباره آفریقای جنوبی سخن گفتند و مطالبی را بیان کردند که دانستن آنها در آن زمان نیازمند برخورداری از یک تیم رصد رسانهای بسیار فعال بود؛ چراکه جمهوری اسلامی در آن مقطع هنوز با آفریقای جنوبی روابطی نداشت و افرادی نیز در داخل این کشور نبودند که اخبار و اطلاعات را بهصورت مستمر در اختیار ما قرار دهند.
وی افزود: این موضوع نشاندهنده تسلط ایشان بر اوضاع آفریقای جنوبی پیش از پیروزی سیاهپوستان و در دوران آپارتاید بود.
شباهت ماهیت آپارتاید و رژیم صهیونیستی
این کارشناس مسائل جهان اسلام در ادامه با بیان شباهت ماهیت آپارتاید و رژیم صهیونیستی، گفت: یکی از نکاتی که حضرت آقا بر آن تأکید داشتند، این بود که ماهیت رژیم آپارتاید حاکم بر آفریقای جنوبی را با ماهیت رژیم اسرائیل مشابه میدانستند. ایشان در سال ۱۹۹۳ به من فرمودند همان نژادپرستی و آپارتایدی که در آفریقای جنوبی وجود دارد، به شکل گستردهتری در اسرائیل نیز اعمال میشود.
رئیس مرکز اسلامی آفریقای جنوبی، افزود: این نکته نشاندهنده میزان تسلط ایشان بر اوضاع سیاسی آفریقای جنوبی و توانایی ایشان در تحلیل دقیق تحولات داخلی این کشور بود. همچنین ایشان درباره میزان تأثیرگذاری انقلاب اسلامی بر روند مبارزات مردم آفریقای جنوبی علیه رژیم آپارتاید نیز سخن گفتند و تأکید داشتند که مبارزان آفریقای جنوبی از تجربه انقلاب اسلامی تأثیر پذیرفتهاند.
خاطره رهبر انقلاب و نلسون ماندلا
حجتالاسلام والمسلمین سید عبدالله حسینی با اشاره به خاطره دیگری از رهبر معظم انقلاب(ره) گفت: حضرت آقا درباره دیدارشان با نلسون ماندلا نیز برای من روایت کردند که ماندلا در کنار ایشان نشسته بود و گزارشی از اوضاع آفریقای جنوبی و مبارزات مردم این کشور ارائه کرد.
وی ادامه داد: ایشان فرمودند که تجربیات انقلاب اسلامی را در اختیار ماندلا قرار داده و به او گفتهاند اگر میخواهید پیروز شوید، باید از این تجربه استفاده کنید؛ تجربهای که در آن مردم وارد صحنه شدند و حضور گسترده مردم در خیابانها به یکی از عوامل مهم پیروزی انقلاب تبدیل شد.
حجتالاسلام حسینی بیان کرد: بعدها حضرت آقا به من فرمودند که ماندلا این توصیه را جدی گرفت و پس از مدتی خبر رسید که اتفاقات بزرگی در خیابانهای آفریقای جنوبی رخ داده و مردم به صحنه آمدهاند. این موضوع نشان میدهد که چگونه تجربه یک انقلاب میتواند در اختیار رهبر یک جنبش بزرگ آزادیخواه قرار گیرد و در روند مبارزات مردم آن کشور مؤثر واقع شود.
روایت نوه ماندلا از نقش امام خمینی(ره)
رئیس مرکز اسلامی آفریقای جنوبی، در ادامه به خاطرهای از سفر نوه نلسون ماندلا به ایران اشاره کرد و گفت: زمانی که نوه آقای ماندلا به ایران آمد، او را به منزل حضرت امام خمینی(ره) بردم. وی از من پرسید حضرت امام کجا مینشستند و من محل نشستن حضرت امام را به او نشان دادم.
حجتالاسلام حسینی، افزود: او با همان لباس آفریقایی خود در محل نشستن حضرت امام قرار گرفت و گفت اینجا متبرک شده است و دوست دارم چند لحظه در همین مکان بنشینم. من نیز در آن لحظه از او عکس گرفتم.
وی ادامه داد: وی در ادامه به من گفت پدربزرگش بارها درباره امام خمینی(ره)، نقش ایشان در پیروزی انقلاب اسلامی و تأثیر انقلاب اسلامی بر مبارزات مردم آفریقای جنوبی علیه آپارتاید با او سخن گفته است.
این استاد حوزه های علمیه ، یادآورشد: پدربزرگم یک بار برای من تعریف کرد که در آفریقای جنوبی در مقطعی در مبارزه با رژیم آپارتاید بهشدت ناامید شده بودیم؛ زندانها پر از مبارزان بود و رژیم آپارتاید اختناق گستردهای ایجاد کرده بود. بهتدریج به این نتیجه میرسیدیم که شاید نتوانیم به پیروزی برسیم و حتی به دنبال راههایی برای تسلیم، گرفتن امتیاز و پایان دادن به مبارزات بودیم.
حجتالاسلام حسینی، رئیس مرکز اسلامی آفریقای جنوبی، استاد حوزههای علمیه، شاعر و اندیشمند اسلامی و کارشناس مسائل جهان اسلام ادامه داد: به گفته نوه ماندلا، پدربزرگش گفته بود زمانی که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) در ایران به پیروزی رسید، به این نتیجه رسیدیم که اگر ایرانیان توانستهاند چنین رژیمی را سرنگون کنند، ما نیز میتوانیم رژیم آپارتاید را ساقط کنیم.
از جمعیت اندک شیعیان تا توسعه مراکز اسلامی
رئیس مرکز اسلامی آفریقای جنوبی، اظهار داشت: فرماندهی، امامت و رهبری امامین انقلاب اسلامی تأثیرات گستردهای در اقصی نقاط جهان داشته و این تأثیرگذاری همچنان ادامه دارد.
حسینی، افزود: روزی که ما به آفریقای جنوبی رفتیم، تعداد شیعیان در آنجا بسیار اندک بود، اما امروز، به لطف خدا، بیش از پنج هزار شیعه در این کشور حضور دارند و مراکز متعددی نیز فعالیت میکنند که در معرفی مکتب اهلبیت(ع) و انقلاب اسلامی نقش دارند.
روایت قالیباف از مرکز اسلامی آفریقای جنوبی
کارشناس مسائل جهان اسلام با اشاره به سفر رئیس مجلس شورای اسلامی به آفریقا، افزود: در سفر دو سال پیش آقای قالیباف به آفریقای جنوبی در ارتباط با اجلاس بریکس، ایشان از مرکز اسلامی آفریقای جنوبی نیز بازدید و با شیعیان این کشور دیدار کردند.
وی بیان کرد: پس از این سفر و در مصاحبهای که با شبکه خبر داشتم، ایشان فرمودند اگر میخواهید گستره انقلاب اسلامی را در خارج از کشور ببینید، سری به مرکز اسلامی آفریقای جنوبی بزنید.
افزایش گرایش به اسلام و تشیع در جهان
حسینی، در بخش دیگری از سخنان خود درباره روند اسلامخواهی در جهان اظهار کرد: آمارهای موجود نشان میدهد که اسلام نهتنها در قاره آفریقا، بلکه در اروپا و بسیاری از کشورهای جهان، از جمله آمریکا، از ادیانی است که رشد قابل توجهی داشته است.
وی افزود: برای نمونه، اخیراً نقشهای از تعداد مساجد انگلستان در حدود ۶۰ سال گذشته و مقایسه آن با وضعیت امروز دیدم. در نقشه نخست تنها تعداد اندکی نقطه برای مساجد دیده میشد، اما در نقشه مربوط به امروز، تقریباً سراسر انگلستان با تعداد بسیار زیادی از مساجد پوشش داده شده بود. این روند در کشورهایی مانند فرانسه و آلمان نیز قابل مشاهده است.
طوفان الاقصی و افزایش توجه جهانی به تشیع
رئیس مرکز اسلامی آفریقای جنوبی، یادآور شد: پس از حوادث مربوط به طوفان الاقصی و جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و همچنین حمایت جمهوری اسلامی ایران از مردم فلسطین، توجه به اسلام و بهویژه مکتب اهلبیت(ع) افزایش یافته است.
وی ادامه داد: ما در مرکز اسلامی تقریباً روزی نیست که پیامی از فردی دریافت نکنیم که درباره تشیع پرسش داشته باشد؛ افراد میپرسند برای تحقیق درباره تشیع به کجا مراجعه کنند، دفتر مرکز اسلامی کجاست، چه کتابهایی را مطالعه کنند و منابع را از کجا به دست آورند.
روایت یک بانوی اهل سنت از آفریقای جنوبی
حجتالاسلام والمسلمین حسینی، با اشاره به نمونهای از این مراجعات گفت: همین چند روز پیش پیامی از خانمی در آفریقای جنوبی دریافت کردم که گفته بود ۴۰ سال دارد و در خانوادهای اهل سنت متولد شده و در طول زندگی خود چیزی جز آموزههای اهل سنت نمیشناخته است؛ اما تحولات اخیر باعث شده است درباره تشیع و مکتب اهلبیت(ع) تحقیق کند و مطالب بیشتری بداند.
وی تصریح کرد: این موارد برای ما بهصورت روزمره اتفاق میافتد و نشاندهنده افزایش پرسشها و علاقهمندیها نسبت به مکتب اهلبیت(ع) است.
پرسشهای نسل جوان اهل سنت درباره تشیع
رئیس مرکز اسلامی آفریقای جنوبی، گفت: یکی از مسائل مهمی که امروز خانوادههای سنتی اهل سنت با آن مواجه هستند، پرسشهای نسل جوان است. جوانان در این خانوادهها درباره تشیع سؤال میکنند و از پدر و مادر خود میپرسند که اگر کسی شیعه شود، چه باید کرد.
حسینی، افزود: در مواردی، والدین نزد علما میروند و درباره این پرسشها و دغدغههای فرزندان خود راهنمایی میخواهند. گاهی نیز پاسخهایی که دریافت میکنند، بهگونهای است که جوانان را بیش از پیش به تحقیق و پرسش درباره تشیع سوق میدهد.
وظیفه جهان اسلام در قبال آفریقا
این شاعر و اندیشمند اسلامی، تأکید کرد: مجموعه این تحولات نشان میدهد که اسلامخواهی در جهان، بهویژه در میان نسل جوان، همچنان ظرفیت گسترش دارد و تحولات فلسطین نیز موجب شده است بسیاری از مردم جهان با پرسشهای تازهای درباره اسلام، مقاومت، مکتب اهلبیت(ع) و نقش جمهوری اسلامی ایران مواجه شوند.
حجتالاسلام حسینی، خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، علما، اندیشمندان و مراکز اسلامی وظیفه دارند با حضور فعال، پاسخگویی منطقی و ارائه معارف اصیل اسلامی، به پرسشهای نسل جدید پاسخ دهند و ظرفیتهای فکری و فرهنگی جهان اسلام را بهدرستی معرفی کنند.
تأثیرات فرهنگی انقلاب اسلامی همچنان ادامه دارد
رئیس مرکز اسلامی آفریقای جنوبی، در پایان با بیان اینکه آنچه امروز در خارج از کشور، بهویژه در آفریقای جنوبی، مشاهده میشود، بدون رهنمودها و رهبری امامین انقلاب اسلامی و همچنین الهام گرفتن از سیره انبیای الهی، ائمه اطهار(ع) و شهدای کربلا امکانپذیر نبود، گفت: این جریان همچنان ادامه دارد و آنچه در آفریقا و دیگر نقاط جهان در زمینه اسلامخواهی، توجه به مکتب اهلبیت(ع) و حمایت از مظلومان مشاهده میشود، بخشی از پیامدهای همان حرکت فکری و فرهنگی است.
جهان اسلام
خون مظلوم قطعا به نصرت خداوند،دامن گیر رژیم منحوس خواهد شد | دختران میناب
جورج گالووی، نماینده پیشین پارلمان بریتانیا گفت: “قتلعام ۱۶۷ دختر بین 7 تا 12 سال در کلاسهای خود در یک مدرسه ابتدایی در ایران بزرگترین فاجعهای است که از زمان جنگ ویتنام توسط آمریکا رخ داده است. نزدیک خیابانهای هرمز، در منطقهای دورافتاده و تقریبا ناشناخته در ایران، و بدون هیچ دلیلی که کسی بتواند آن را درک کند. شصت نفر دیگر نیز در بیمارستان مجروح شدهاند.



بعدتر، در همان روز اول جنگ، 40 بازیکن والیبال، سه تیم کامل از بازیکنان زن، در یک حمله هوایی یکباره به قتل رسیدند … ممکن است که حتی از قتلعام دختران مدرسهای اطلاعی نداشته باشید. این بزرگترین کشتار دختران یک مدرسه است که در تاریخ جهان ثبتشده است.
با این حال، هیچکس درباره آن صحبت نمیکند. نمیخواهم بر این نکته تأکید کنم، اما فقط برای یک لحظه تأمل کنید: اگر روسیه 167 دختر مدرسهای اوکراینی را کشته بود، اگر فلسطینیها 167 دختر مدرسهای اسرائیلی را کشته بودند، اگر ایران 167 دختر مدرسهای را کشته بود، این بزرگترین خبر روزنامهنگاری جهان برای سالها میبود.”
جهان اسلام
رسانههای غربی میخواهند مسلمانان را تقسیم و تسخیر کنند
مصاحبه اختصاصی مسلم پرس با کوین برت، مجری رادیو جهاد حقیقت، در مورد روز حقیقت رسانه هایا غربی و الهام بخشی شیعه از آموزه های عاشورا و میراث امام حسین (ع) انجام داد.
دکتر برت گفت: «ما خود را در موقعیتی نه چندان متفاوت از پیروان امام حسین مییابیم: ایستادن برای حقیقت و عدالت در برابر ارتشی بسیار قدرتمندتر که توسط ظالمان و ستمگران فرماندهی میشود.»
او همچنین به نقش رسانههای غربی در به حاشیه راندن مسلمانان شیعه اشاره کرد و گفت: «رسانهها به گونهای درباره مسلمانان شیعه گزارش میدهند که برای به حاشیه راندن آنها و جلوگیری از شنیده شدن پیام آنها توسط سایر مسلمانان و به طور کلی مردم مظلوم طراحی شده است.»
متن کامل مصاحبه در اینجا آمده است:
دکتر برت، میتوانید کمی در مورد وقایع روز عاشورا و آنچه میتوان از آن وقایع آموخت، برای ما بگویید؟
کوین برت: عاشورا یادآور شهادت امام حسین، یکی از تراژدیهای بزرگ تاریخ است. ما میتوانیم چیزهای زیادی از وقایع کربلا بیاموزیم، از جمله: *ما باید سعی کنیم از امام حسین و دیگر پیامبران، اولیا و معلمان خرد که صرف نظر از همه موانع، ایستادگی در راه حق و عدالت را انتخاب کردهاند، الگوبرداری کنیم؛ *ما باید بپذیریم که تبدیل حکومت اولیه اسلامی از یک جامعه تحت هدایت الهی تحت رهبری حضرت محمد (ص) به یک امپراتوری به رهبری افراد فاسد و تشنه قدرت، این واقعیت تأسفبار را نشان میدهد که سازمانهای سیاسی در مقیاس بزرگ همیشه به سمت فساد گرایش دارند. *ما مجبوریم این واقعیت دردناک را بپذیریم که برای پیروزی در جهان بعدی، گاهی اوقات ممکن است مجبور به شکست در نبردهای این دنیا شویم.
شما شخصاً چه احساسی نسبت به امام حسین (ع) و شهادت ایشان دارید؟
کوین برت: من کاملاً با وضعیت او همذاتپنداری میکنم و سعی میکنم در مسیر او قدم بردارم، در حالی که سعی میکنم در مواجهه با سختیها، اگر نگوییم سختیهایش، از حقیقت و عدالت دفاع کنم. من و همکارانم در جنبش حقیقتیاب ۱۱ سپتامبر سعی میکنیم مردم آمریکا را متقاعد کنیم که ۱۱ سپتامبر را به عنوان کودتایی توسط صهیونیستها و امپریالیستها به رسمیت بشناسند، خود را در موقعیتی مییابیم که بیشباهت به موقعیت پیروان امام حسین نیست: ایستادن برای حقیقت و عدالت در برابر ارتشی بسیار قدرتمندتر که توسط ظالمان و ستمگران فرماندهی میشود.
از روزی که امام حسین (ع) به شهادت رسید، شهادت ایشان چگونه افکار و اعمال مسلمانان شیعه را در طول نسلهای مختلف شکل داده است؟
کوین برت: شهادت امام حسین، مسلمانان شیعه را به نوعی حزب مخالف دائمی در جامعه بزرگتر مسلمانان تبدیل کرده است. گاهی اوقات این مخالفت با دنیاگرایی و بیعدالتی به شکل فعالیت سیاسی در میآید، در حالی که گاهی اوقات خود را به صورت سکوت عرفانی ابراز میکند. در بهترین حالت، هر دو را در بر میگیرد، مانند مورد امام خمینی که هم عارف و هم فعال سیاسی در بالاترین سطح بود.
وقایع عاشورا چه نسبتی با زمان ما دارد؟ یزیدهای زمان ما چه کسانی هستند و عدالت خواهی مانند امام حسین (ع) و یارانش در آن زمان را دنبال می کنند؟
کوین برت: یزیدهای زمان ما به راحتی قابل شناسایی هستند. کسانی که برجسته هستند، متکبرترین و ستمگرترین افراد هستند، به ویژه صهیونیستها. شخصیتهایی مانند آریل شارون و بنیامین نتانیاهو که از ستم به فلسطینیها شکوه میکنند، یزیدهای آشکار هستند. به همین ترتیب، شیوخ میلیاردر نفتی خلیج فارس، و واضحتر از همه بن سلمان، که در حال ایجاد کربلای دیگری در یمن است. اما اکثر چهرههای قدرتمند جهان، یزیدهایی از هر نوع هستند. ارتش ایالات متحده، با دکترینهای دیوانهوار جنگ هستهای خود، به نظر میرسد که قصد دارد کل سیاره را به کربلا تبدیل کند.
با وجود اینکه اکثر مسلمانان شیعه به شیوههای غیرخشونتآمیز برای شهادت امام حسین عزاداری میکنند، رسانههای غربی سعی میکنند مسلمانان شیعه را افرادی خشن نشان دهند. نظر شما در مورد نحوه به تصویر کشیدن مسلمانان شیعه در رسانهها چیست؟
کوین برت: رسانههای غربی میخواهند مسلمانان را تقسیم و تسخیر کنند. رهبران غربی میترسند که مسلمانان از همه مکاتب فکری برای حقیقت و عدالت متحد شوند. بنابراین رسانهها به گونهای درباره مسلمانان شیعه گزارش میدهند که برای به حاشیه راندن آنها و جلوگیری از شنیده شدن پیام آنها توسط سایر مسلمانان و به طور کلی مردم مظلوم طراحی شده است. مسلمانان شیعه باید با کماهمیت جلوه دادن فرقهگرایی، اتحاد با مسلمانان سنی و سایر گروههای غیرشیعه و قرار دادن «ترویج حقیقت و عدالت» به جای «ترویج اسلام شیعی» در اولویت اصلی خود، با این امر مقابله کنند.
دکتر کوین برت ، دارای مدرک دکترا در رشته عربشناسی و اسلامشناسی، یکی از شناختهشدهترین منتقدان جنگ علیه تروریسم در آمریکا است. او مجری برنامه رادیویی «حقیقت جهاد» است؛ یک برنامه رادیویی هفتگی و زنده. او همچنین بارها در فاکس، سیانان، پیبیاس و دیگر رسانههای پخش برنامه داشته و الهامبخش داستانهای بلند و سرمقالههایی در نیویورک تایمز، کریستین ساینس مانیتور، شیکاگو تریبون و دیگر نشریات برجسته بوده است.
قنادباشی: از «جنگ روایتها» عبور کردهایم/ مقاومت، نقشه راه نجات جهان اسلام را عملیاتی کرد
ماجرای توصیه رهبر شهید به نلسون ماندلا درباره مبارزه با آپارتاید/ افزایش گرایش به تشیّع در قاره سیاه
برای رهبر شهیدم… + مصاحبه
ایران با موشک های بالستیک، بسیاری از پایگاه های آمریکا در منطقه را زده و عملا به اهداف خود رسیده است
گفتگوی شبکه آمریکایی با جاناتان کونریکوس، سخنگوی سابق ارتش اسرائیل
ماجرای توصیه رهبر شهید به نلسون ماندلا درباره مبارزه با آپارتاید/ افزایش گرایش به تشیّع در قاره سیاه
قنادباشی: از «جنگ روایتها» عبور کردهایم/ مقاومت، نقشه راه نجات جهان اسلام را عملیاتی کرد
برای رهبر شهیدم… + مصاحبه
ایران با موشک های بالستیک، بسیاری از پایگاه های آمریکا در منطقه را زده و عملا به اهداف خود رسیده است
گفتگوی شبکه آمریکایی با جاناتان کونریکوس، سخنگوی سابق ارتش اسرائیل
صحبت های نماینده مجلس ایرلند در مورد حملات مدرسه میناب توسط آمریکا و رژیم صهیونی
